بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
514
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بسيار خوردن و چيزهاى بادشكن خوردن و جماع غالب كردن و حركات عنيفه كردن و فصد و حجامت بسيار كردن و آب بسيار خوردن بتخصيص سرد و يا ميوههاى خشكىآورنده خوردن و چيزهاى سخت بالفعل و يا سخت حذركننده و يا سردى فراخوردن ممتد و نرسيدن قوى و بسيار فكر كردن و بسيار نشستن و بسيار ميان و از ايستادن و همچنان بسيار كردن و سوارى بسيار كردن و بار گران برداشتن و چيزهاى مرخى يا آبناك و رقيق بسيار خوردن و بر چيزهاى سرد و جايهاى نمناك نشستن و بر سنگ و چيزهاى صلب نشستن و چيزهاى گران بر ميان بستن و داشتن در نرمى شكم دايما كوشيدن اينست فى الجمله چيزهاى كه بتقويت باه مخصوصست و استعمال هريك به محل لايق و تركيب و ترتيب هر دواى براى طبيب حاذق منوط است و تاثير اين مقويات در مزاج پيران اندكى باشد و در مزاج ضعيفان موروثى و مادرزادى هيچ نباشد و آلت مفلوج و بغايت مسترخى اصلاحپذير نبود و زاهدانى كه اين فعل فراموش و منع كرده باشند و كم منى و حركت شده و جهت نسل و مراعات امر سنت خواهند كه بر سر كار آيند بتدريج مباشرت و استمتا كردن و اين رعايتها كردن مفيد بود و كسى را كه بر زنى بسته باشند بايد كه اين صورت را بر تيشه فولادين نويسند و در آتش نهند تا سرخ شود بعده مريض به آب سرد غسل كند و بر آن صورت بول كند چنانچه لختى شسته شود باذن اللّه تعالى گشاده شود صورت ( 1 ) اينست شخصى را شعفى تمام به مباشرت بود و ضعفى در افعال داشت يكى فرمود كه مداومت پادزهر حيوانى نافعست هر صباح مقدار دو دانگ بيشتر خوردى مرتبهء قوت يافت كه از حال خود به تنگ بود خمارى را ضعفى در باه به جهت دوام مستى واقع بود چنان يافته بود كه هرگاه نيم درم جدوار با گلاب خوردى قدرت بر مباشرت يافتى و بىآن به زحمت بسيار بهم رسيدى و از طعامهاى ترش و معصور انار هم فائده يافتى و چندين ضعيف الشهوت كه قريب بمرتبه عنى قوت عظيم يافتند و برين اطبا هم بسى گواهى دادهاند و بسى مردم لاغر ضعيف الشهوت سريع الانزال بمداومت رس و زرنيخ و بلادريات فربه شدند و در ان فربهى قوت عظيم پيدا شد ايشان را و چندين ديگر بمداومت حافظ الصحة و حلواى تاتوره قوت عظيم حاصل كردند و بسى مردم كثير الرطوبة بمداومت معجون نفطى ( قنبى ) قوت عظيم پيدا كردند و بسى مردم ضعيف القلب بمداومت مفرحات